چه روح لطیفی دارد مهربانیت
گویا پیله ابریشمیست تنیده بگرد دلم
پاهایم عزم رفتن دارد
این چه گره ایست بردلم
بوی تنت مشامم را افسارزده است
گمان میبرم که رفته ام
چه میگویی که رفته ام
دیریست که در خاک درت گرفتار مانده ام
برق نگاهت برده هوش از سرم
وباز خیالی و مهتابی و برکه پرابی
وباز نگاهی ....آهی
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
چه روح لطیفی دارد مهربانیت
گویا پیله ابریشمیست تنیده بگرد دلم
پاهایم عزم رفتن دارد
این چه گره ایست بردلم
بوی تنت مشامم را افسارزده است
گمان میبرم که رفته ام
چه میگویی که رفته ام
دیریست که در خاک درت گرفتار مانده ام
برق نگاهت برده هوش از سرم
وباز خیالی و مهتابی و برکه پرابی
وباز نگاهی ....آهی
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
چه روح لطیفی دارد مهربانیت
گویا پیله ابریشمیست تنیده بگرد دلم
پاهایم عزم رفتن دارد
این چه گره ایست بردلم
بوی تنت مشامم را افسارزده است
گمان میبرم که رفته ام
چه میگویی که رفته ام
دیریست که در خاک درت گرفتار مانده ام
برق نگاهت برده هوش از سرم
وباز خیالی و مهتابی و برکه پرابی
وباز نگاهی ....آهی
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
بهم اطمینان بده که خوب غذا میخوری...
بهم اطمینان بده که خوب زندگی میکنی...
بهم اطمینان بده که خوشبختش میکنی....
چرا هنوزم دوست دارم،وقتی تو هیچ وقت منو ندیدی؟
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
آدمهاي صبور يکباره ترکتان ميکنند آن هم وقتي کهسخت مشغول اولويت هایغير از آنها هستيدبا يک لبخند سرد براي هميشه ميروندو جاي خاليشان برايهميشه يخ ميبنددآدم هايي که صبور هستندشايد بودنشان خيلي معلوم ن
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
گراهام بـــل عــــزیز!
تلفنی که زنـــگ نمی خورد که نیـــازی به اخــــتراع نداشت!!
حوصـــله ات ســـر رفته بود
چــــسب قلـــــب اختراع می کردی
می چسباندیم روی ایـــن ترک های قلب صاحب مـــــرده مان
و غص
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان

دردناک ترین جدایی ها
آنهایی هستند که،
نه کسی گفت چرا
و نه کسی فهمید چرا !
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان
بی تو مهتاب شبی ، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان


عــاشـق شـכטּ
ᓄــرگ ᓄــغزیست
بـــعـכ از آטּ بـہ نــاچار
ᓆـلبت اهـــــכا ᓄـــے شوכ
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان

چه فایده داره
زندگی کردن تو دنیایے که
تو توش نباشیییییییـیے
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان

وقتی من شکستم
کسی پشتم نبود
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان

برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان


گراهام بـــل عــــزیز!
تلفنی که زنـــگ نمی خورد که نیـــازی به اخــــتراع نداشت!!
حوصـــله ات ســـر رفته بود
چــــسب قلـــــب اختراع می کردی
می چسباندیم روی ایـــن ترک های قلب صاحب مـــــرده مان
و غصـــه زنـــگ نخوردن تلفـــــنی که اختراعش نکرده ای
را نمی خوردیم!
برچسب:
نویسنده: یاسین عباسیان